نجم الدين ابو الرجاء قمى

مقدمه 8

تاريخ الوزراء ( فارسى )

آورده و در ميان رجب و ذ ح 584 به نگارش آن مىپرداخته و كار انوشروان بن خالد كاشانى در نفثة المصدور را دنبال كرده و سرگذشت او و وزيران پس از وى را در آن ياد كرده است . او دبير و نويسندهء ديوان بوده و در آن از خودش ( 227 ر ) و اميره داراى قمى پسرعمهء خودش كه نايب ديوان استيفاى وزير شرف الدين انوشروان بوده است . نام برده است ( 57 ر و پ ) . اين تاريخ وزراء از وزارت قوام الدين ابو القاسم درگزينى در 525 آغاز و مىرسد به وزارت عزيز الدين كاشى و گويا نگارندهء آن درگذشته و نتوانست آن را به پايان برد و به نوشتهء وراوينى تا پايان زندگى خويش وزارت اين روزگاران را در چند بخش نه به ترتيب تاريخ آورده است . وراوينى به مجازآورى او هم اشارت كرده است . چندين بيت عربى از قاضى ارجانى و بيشتر از خودش و يك بيت از نظامى در آن نيز ديده مىشود ( فاير بانك ص 8 ) اين تاريخ ريشهء تاريخ ناصر الدين منشى كرمانى بنام « نسائم الاسحار من لطائم الاخبار » نگارش 725 است كه عقيلى در آثار الوزراء و خواندمير در دستور الوزراء از آن بهره برده‌اند ( گفتار لوثر ) اين تاريخ در 584 ساخته شده و 15 سالى پيش از راحة الصدور پرداختهء راوندى در 599 است . در آن ياد مىشود از : 1 - رئيس الدين ابو الرضا ( 34 ر ) كه بايد همان ابو الرضا فضل الله محمد كمال الدوله پسر ابو نصر المتاح پسر قاضى احمد زوزنى وزير رسايل سنجر باشد كه پسرش سيد الرؤسا ابو المحاسن معين الملك محمد زندهء در 476 هم وزير رسايل سنجر بوده است . ( وزارت اقبال 57 ، 60 ، 61 ، 64 ، 66 ، 71 ، 72 ، 93 ) 2 - امير سيد امام ضياء الدين ابو الرضا راوندى ( تاريخ وزراء 48 ر و 181 ب ) كه در نقض رازى ( 198 ) و تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ( 119 ) ياد او است . 3 - امير سيد عز الدين مرتضى پسر او ( 181 پ و 182 پ ) 4 - امير سيد [ محمد بن على ] مرتضى شرف الدين درگذشتهء روز عيد اضحى سال 592 ( اثنى و تسعين و خمسمائه ) نقيب رى و قم و كاشان كه سيد قاسم حسينى را كه پس از سيد ابو الفتح موسوى نقيب شده بود از نقابت انداخته و خود بدان پرداخته است . پدرش امير سيد عز الدين خوانده ميشده و پسرش يحيى هم امير عز الدين ناميده ميشده است ( 92 پ و 93 ر و پ و 94 پ و 95 ر و پ و 96 پ ) سرگذشت او در نقض ( 5 و جاهاى ديگر ) و ديوان قوام رازى ( 193 ) و حواشى نقض ( 813 و 815 ) و اعلام الشيعه ( 6 : 278 و 340 ) آمده است .